مهمانان صفحه ي مدرسه كيهان
بعد ازظهر سه شنبه 27 تير ماه، گوشي همراهم خبر داد كه مهمان داريم.
آقاي دكتر پرنيان همراه دو دختر نويسنده اش «فاطمه» و «نجمه» پرنيان آمده بودند تا كيهان و صفحه مدرسه اش را از نزديك ببينند.
آنها از جهرم آمده بودند و فرصت زيادي براي ماندن نداشتند.
من هم مانده بودم در اين فرصت كم چكار كنم.
دعوتشان كردم تا دقايقي را در فضاي كيهان استراحت كنند.
از آقاي پژمان كريمي (دبير بخش ادب و هنر) هم دعوت كردم تا هم صحبت ما شوند.
ديدار خانواده پرنيان حدود نيم ساعت بيشتر نشد.
در هنگام خداحافظ توي راهرو حاج آقا شريعتمداري را ديديم.
احوالپرسي و عكس يادگاري با حاج آقا، پايان خوش اين ديدار بود.
قبل از خداحافظي از «فاطمه» و «نجمه» خواستم يادداشتي براي صفحه مدرسه بنويسند.
يادداشت
فاطمه پرنيان
چند روز مانده به ماه پاكي ها، آمديم به روزنامه كيهان . لحظاتي اخلاص اين افراد و تلاش آن ها را شاهد بوديم. كيهان روزنامه اي است كه هميشه حقيقت ها را جوياست.
به اميد ديدار لبخنديار
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
يادداشت
نجمه پرنيان
قلبم مي زند، شبيه باران بهار، به همان تندي و نرمي كه باران بهار است.
هر آن به يادم مي آيد كه هرچيز دنيوي، شنيدنش بزرگ تر از رسيدن به آن است و هر چيز اخروي، ديدنش بزرگ تر از شنيدن آن.
و من عجيب حيرانم و مانده ام كه كيهان براي من دنيوي است يا اخروي؟
¤ ¤ ¤
نكته:
من موقع نهار، صداي گوشي ام را خاموش كردم وبعد از آن هم يادم رفت آن را صدادار كنم!
در ناهارخوري بودم كه يك دفعه يادم افتاد گوشي ام بي صداست!
زود برش داشتم و ديدم دو تماس بي پاسخ دارم.
از طرف خانواده پرنيان بود. آنها پايين در نگهباني انتظار مي كشيدند.
حالا دوربين را مي بريم پايين و بقيه ماجرا را از قلم «نجمه» خانم دنبال مي كنيم:
انتظار هم چيز خوبي است!
گشنه، تشنه و خسته برسي كيهان و هيچ كس هم - شكر خدا!
مشتاق ديدار نيست!
به نظر مي آيد هم اهل ناهار بي استرس هستيد كه هرچه تماس مي گيريم بي جواب مي ماند!
... بيگانه اگر مي شكند حرفي نيست...
مدرسه: نجمه خانم! اميدواريم در ديدار بعدي جبران كنيم.
+ نوشته شده در شنبه سی و یکم تیر ۱۳۹۱ ساعت 4 توسط محمد عزیزی (نسیم)
|
سلام ای بچه های خوب مسجد