درد دلي خودماني با دانش آموزانم در آخرين روزهاي سال تحصيلي
محمد عزيزي (نسيم)
در اين چند سالي كه در دبستان كار كرده ام، يكي از سخت ترين لحظه ها را، لحظه ي خداحافظي با شاگردانم مي دانم؛ چه موقعي كه من از آن دبستان مي روم و چه موقعي كه آنها براي پايه هاي بالاتر از دبستان خداحافظي مي كنند.
سال 76 در دبستان شهيد علي نوري تا كلاس چهارم بيشتر نداشتيم. بچه ها بايد براي سال پنجم به دبستاني ديگر مي رفتند. يادم مي آيد وقتي بچه ها رفتند، تنهايي به كلاس هاي خالي سر زدم و براي جاي خالي دانش آموزانم اشك ريختم.
حالا هم قرار است بچه هاي پنجم به ششم بروند. من در راه رفتن به اردوي مربيان پرورشي در رامسر، كنار پنجره ي اتوبوس نشستم و با اشك سرودم براي دانش آموزانم در دبستان هاي شهيد كلاهدوز، شهيد چمران و...
در اين چند سالي كه در دبستان كار كرده ام، يكي از سخت ترين لحظه ها را، لحظه ي خداحافظي با شاگردانم مي دانم؛ چه موقعي كه من از آن دبستان مي روم و چه موقعي كه آنها براي پايه هاي بالاتر از دبستان خداحافظي مي كنند.
سال 76 در دبستان شهيد علي نوري تا كلاس چهارم بيشتر نداشتيم. بچه ها بايد براي سال پنجم به دبستاني ديگر مي رفتند. يادم مي آيد وقتي بچه ها رفتند، تنهايي به كلاس هاي خالي سر زدم و براي جاي خالي دانش آموزانم اشك ريختم.
حالا هم قرار است بچه هاي پنجم به ششم بروند. من در راه رفتن به اردوي مربيان پرورشي در رامسر، كنار پنجره ي اتوبوس نشستم و با اشك سرودم براي دانش آموزانم در دبستان هاي شهيد كلاهدوز، شهيد چمران و...
گل هاي باغ كلاهدوز!
بچه هاي خوب ديروز!
شما پر زديد و رفتيد
جاتون چه خالي شد امروز!
من به دبستان رسيدم
ولي شما رو نديدم
روي پله ها نشستم
چشمم خيره موند رو ديوار
بچه ها! خدا نگه دار
بچه ها! خدا نگه دار
¤
غنچه هاي باغ چمران
كه تو پرانتز كماله(1)
يكي دو تا جمله دارم
كه مال آخر ساله
دل من ابر بهاره
الانه ديگه بباره
حرف من اينه عزيزم
بنشين و روزارو بشمار
بچه ها! خدا نگه دار
بچه ها! خدا نگه دار
¤
يه كلاس پر از گل ياس
زنگ تفريح و خوراكي
خنده هاي مهربوني
يه عالمه خوبي، پاكي
خوش به حال اون صفاتون
رفته قطار صفاتون
اين منم با چشم گريون
تو دلم اميد ديدار
بچه ها! خدا نگه دار
بچه ها! خدا نگه دار
¤
اگه نبودم چراغي
سرراهتون ببخشيد
من اگه شبم، شما ماه
شماييد كه مي درخشيد
بچه ها! دلم گرفته
رنگ و بوي غم گرفته
توي خاطرات ديروز
دل من شده گرفتار
بچه ها! خدا نگه دار
بچه ها! خدا نگه دار
¤
سال ششم اومد از راه
يه سال جديد و تازه
توي آسمون فردا
راه پر زدن چه بازه!
درساتون رو خوب بخونيد
قدر هم رو خوب بدونيد
پر و بالتون مبارك!
راهتون هميشه هموار
بچه ها! خدا نگه دار
بچه ها! خدا نگه دار
¤
مي دونم نشد براتون
يه كاري كنم كارستون
ولي هر كاري كه كردم
همگي با دل بود و جون
من موندم و كفش پاره
با كاراي نيمه كاره
اما خوشحالم، چرا؟ چون
به شما هستم اميدوار
بچه ها! خدا نگه دار
بچه ها! خدا نگه دار
¤
زنگ ورزش شما رو
با جون و دلم مي خواستم
ولي وقت نشد، مي بخشيد
من كه با شما روراستم
عيبي نداره تابستون
بريد توي كوچه هاتون
بازي كنيد و بخنديد
به همه بگيد: خبردار...
بچه ها! خدا نگه دار
بچه ها! خدا نگه دار
¤
سنگي برداشتم، نشستم
قلكم رو من شكستم
پولا كه نشست تو دستم
رفتم و يه بقچه بستم
خوراكي ها رو خريدم
همه رو تو سيني چيدم
جلوي شما گرفتم
گفتم: بفرما و بردار
بچه ها! خدا نگه دار
بچه ها! خدا نگه دار
¤
يكي، دو، سه ساله انگار
دل من عجيب گرفته
دل كوچيك و غريبم
عطر و بوي سيب گرفته
دوست دارم برم زيارت
به! چه عطر داري تربت!
قاب شده تو چشم خيسم
هنوز آرزوي ديدار
بچه ها! خدا نگه دار
بچه ها! خدا نگه دار
¤
گل توفيقم رو كندند
خار حسرتو نشوندند
گفتند: «اين سزاي اونهاست
كه نجنبيدند و موندند!»
اي خدا! چرا نشستم؟
پاي رفتنم رو بستم؟
چه بده موندن تو گ ل زار
چه خوبه رفتن به گلزار
بچه ها! خدا نگه دار
بچه ها! خدا نگه دار
¤
منم اون نسيم خسته
كه پر و بالم شكسته
گرد و خاك غربت و غم
روي بال من نشسته
بچه ها! شما سبك بال
با لب خندون و خوشحال
دسته، دسته پر كشيديد
كوله بارتون چه پر بار!
بچه ها! خدا نگه دار
بچه ها! خدا نگه دار
¤
چه خوبه بياييم از امروز
فردامون رو خوب بسازيم
به خدا بگيم: «خدا جون!
ما همه اهل نمازيم.»
با وضو كه نور مي گيريم
برگه ي عبور مي گيريم
ما كه گل هاي بهشتيم
چه خوبه باشيم با ابرار(2)
بچه ها! خدا نگه دار
بچه ها! خدا نگه دار
1- كمال= نام ديگر دبستان شهيد چمران در منطقه ي 15 تهران است.
2- ابرار= انسان هاي خوب
2- ابرار= انسان هاي خوب
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 9 توسط محمد عزیزی (نسیم)
|
سلام ای بچه های خوب مسجد