عطر عبا
شعر امروز
شنبه 14 آبان 1390- شماره 20066
پروانه ها از باغ گل ها
بوي عبايت را شنيدند
از باغ گل ها دسته جمعي
سوي عبايت پركشيدند
هنگام رفتن سوي مسجد
شد شانه ات پروانه باران
تا پانهادي توي مسجد
صحن و شبستان شد گلستان
تا روبه قبله ايستادي
«تكبيره الاحرام » گفتي
هنگام صحبت با خداوند
مثل گلي زيبا شكفتي
اي كاش من هم توي مسجد
گرد و غبار فرش بودم
هنگام پرواز بلندت
من ميهمان عرش بودم
من از تو دورم آه ، اما
مي آيد از مسجد صدايت
آنجا كه پيچيده شب و روز
عطر دل انگيز عبايت
محمد عزيزي (نسيم)
شنبه 14 آبان 1390- شماره 20066
پروانه ها از باغ گل ها
بوي عبايت را شنيدند
از باغ گل ها دسته جمعي
سوي عبايت پركشيدند
هنگام رفتن سوي مسجد
شد شانه ات پروانه باران
تا پانهادي توي مسجد
صحن و شبستان شد گلستان
تا روبه قبله ايستادي
«تكبيره الاحرام » گفتي
هنگام صحبت با خداوند
مثل گلي زيبا شكفتي
اي كاش من هم توي مسجد
گرد و غبار فرش بودم
هنگام پرواز بلندت
من ميهمان عرش بودم
من از تو دورم آه ، اما
مي آيد از مسجد صدايت
آنجا كه پيچيده شب و روز
عطر دل انگيز عبايت
محمد عزيزي (نسيم)
+ نوشته شده در شنبه چهاردهم آبان ۱۳۹۰ ساعت 11 توسط محمد عزیزی (نسیم)
|
سلام ای بچه های خوب مسجد