عزیز بابا
عزیز بابا
عزیز بابا ! چشماتو غم نگیره بگو بابا دلت کجا اسیره ؟
چرا تو دل نمی کنی از اون ده؟ کیه به تو می گه بابا بمون ده؟
زمستونای سرد و تنها موندی میون دره های ده جا موندی
میاندره چراغ نداشت تو بودی گل و گیاه و باغ نداشت تو بودی
تو موندی و پرنده ها رسیدند مسافرا با خنده ها رسیدند
تویی که آشنای کوه و دشتی به عشق مسجد از خودت گذشتی
هزار حرف کهنه را شنیدی ولی مگر تو پا عقب کشیدی؟
نه ! استوار تر شدی شکفتی به گوش سنگ و خاک ها چه گفتی؟
- میاندره ! تو شاهدی زکارم تو شاهدی که من چه بی قرارم!
میاندره ! نگاه کن به دستم ببین چگونه سنگ را شکستم؟
اگر چه پیرم و شکسته بالم ولی زدست غصه ها ننالم
هزار زخم کهنه دارم ای دوست تمام زخم دل ، نه زخمی از پوست
نشسته خار غصه ها به جانم طبیب دل به جز خدا ندانم
***
عزیز بابا ! چرا دلت گرفته ؟ دلت مگه برای ما گرفته ؟
غصه نخور ، خدا خودش کریمه خدای خوب ما خودش رحیمه
غصه نخور ، دلت بازم شاد می شه میاندره دوباره آباد می شه
همه با هم رفیق می شن با شادی میان با هم به مسجد آبادی
قصه ی پر غصه ی آب حل می شه بیابونا دوباره جنگل می شه
گله ها مون می رن چرا همیشه نی چوپون بازم شنیده می شه
تنورا گرم کار می شن نون داغ ! جانمی جان ! برام بیار توی باغ
ما توی باغ داریم گیلاس می چینیم سبد سبد گلای یاس می چینیم
باز چشمه ها قل قل و راه می ندازند دامنای پر گل و راه می ندازند
دخترای خندون و شاداب ده کوزه هاشون پر شده از آب ده
پاچینای گلدارشون چین داره از روی ماهشون حیا می باره
باز غروبا خرمن یری شلوغه اونجا که نه هرجا بری شلوغه
گله ی گوسفند می رسه ، هوگورها(1) چوپون با لبخند می رسه هوگورها
تو گردو خاک « قارا قوزوم هاردادو؟ بیلمی رم او تپه ده یا داغدادو »
مشد ننه نشسته چشم به راهش نیومده بزغاله ی سیاهش
تو کوچه مردامون کنار دیوار بازم می گن : « حاجو کیم یوخدو کیم وار؟»
همه خندون ، همه مثل برادر « تعریف ایله جانوم دایو نه خبر ؟»
- صابا سو کیمین نوبتی دی حاجو منه وره سو ایچمییبدی راجو
آخشام اولوبدو گنه یل اسیری بیوک بابام چیرپی لری کسیری
میانداران ، آخشام لارو قشنگدی کوچه ، اولری ، داملارو قشنگدی
میانداران سنی من ایستیرم چوخ سنین تکین ایستملی تورپاق یوخ
***
مرا ببخشید کانالم عوض شد راستش را بخواهید حالم عوض شد
یهو دلم پرید و از اینجا رفت از این آپارتمان سوی روستا رفت
بازم دلم می خواد از ده بخونم برم میاندره اونجا بمونم
غصه نخور گلم نسیم غمخوار « بیرگون اولار کندیمیز آباد اولار …»
محمد عزیزی (نسیم)
سروده شد در ماه مبارک رمضان (تابستان 90)
1- هوگورها: اصطلاحی محلی برای جدا کردن گوسفندان تازه رسیده از چرا
و هدایت آنها به سمت آغل خودشان

سلام ای بچه های خوب مسجد