دم غروب است. خسته از كار روزانه، روانه خانه شده ام. به نزديكي هاي كوچه قدوسي مقدم كه مي رسم صداي اذان نوجواني به گوش مي رسد.
كنجكاو مي شوم و جلوتر مي روم. پسر نوجواني را مي بينم كه جلوي پنجره خانه شان در طبقه دوم ايستاده و دارد اذان مي گويد.
من موذنين نوجوان زيادي ديده ام كه در مدرسه و مسجد اذان مي گويند اما در كوچه و خيابان اذان گفتن برايم تازگي دارد.
از خانواده اين موذن نوجوان اجازه مي گيرم و از او دعوت مي كنم براي مصاحبه.
¤ آشنايي:
علي قورئيان /11 ساله كلاس پنجم دبستان مكتب علي عليه السلام در منطقه 12 تهران
¤ مشوق اصلي شما؟
پدر و مادرم
¤ چطور شد كه تصميم گرفتيد اذان بگوييد؟
كتاب آموزش نماز را كه مي خواندم، بعد از يادگيري نماز، تصميم گرفتم كه اذان را ياد بگيرم و موذن شوم.
¤ آيا موذن صدر اسلام را مي شناسي؟
بله، بلال حبشي كه به انتخاب رسول خدا(ص) اذان مي گفت.
¤ الگوي شما در اذان؟
استاد زنده ياد موذن زاده اردبيلي
¤ يك خاطره از اذان گفتن در محله؟
بعضي از شب ها وقتي رفتگر محله مان، كوچه را جارو مي كند مرا مي بيند و با خوشحالي تشويقم مي كند.
¤ به مسجد هم مي روي؟
بله، مسجد امام حسين عليه السلام.
در اين جا دلم مي خواهد از مربيان خوبم به ويژه آقايان خان زاده و جعفري به خاطر زحماتشان تشكر كنم.
¤ رشته ي ورزشي مورد علاقه ات؟
به ورزش هاي رزمي علاقه دارم و زير نظر استاد وفايي صفت در رشته «كيوكوشين» مشغول به فعاليت مي باشم.
مدرسه: براي علي آقا و ديگر موذنين نوجوان ميهن اسلامي مان آرزوي موفقيت و سربلندي داريم.