نخودي؛ كمي تا قسمتي فيلم كودك(نقد)
نخودي؛ كمي تا قسمتي فيلم كودك
از همان اولين روزهايي كه تبليغ فيلم «نخودي» پخش شد، بچه هايم به آن علاقه مند شدند. من هم كه در كودكي و نوجواني ام با داستان دنباله دار نخودي در كيهان بچه ها آشنا شده بودم خيلي دلم مي خواست اين فيلم را ببينم.
به سينماي تازه نوسازي شده «شكوفه» در ميدان شهدا رفتم و ساعت پخش «نخودي» را جويا شدم.
- ساعت 21
به خاطر قولي كه به بچه هايم داده بودم بليط فيلم را تهيه كردم. پسر كوچكم از دو سه ساعت مانده به فيلم بي تابي مي كرد كه كاش زودتر برويم و نخودي را ببينيم.
شام نخورده راه افتاديم تا بلكه بين راه چيزي بخريم اما نيم ساعت بيشتر به پخش فيلم نمانده بود.
چند دقيقه به زمان پخش به سينما رسيديم و از ديدن در بسته سالن تعجب كرديم. وقتي علت را پرسيدم يكي از كاركنان جوان اين سينماي سه سالنه جواب داد مشكل رفتن برق را داشتيم كه كارمان را بيست و پنج دقيقه عقب انداخت.
حوصله بچه ها و خانواده شان داشت سر مي رفت كه با نيم ساعت تاخير در سالن باز شد.
سالن كوچك و جمع و جور با پرده اي بزرگ! ما رفتيم و در صندلي هاي رديف سوم نشستيم. آنجا بود كه تازه فهميدم چه مصيبتي است با سري رو به بالا فيلم تماشاكردن.
با تيتراژ موزيكال و جذاب نخودي درد گردن را فراموش كردم و به اميد شروع فيلم چشم به پرده بالا دوختم.
بالاخره فيلم آغاز شد آن هم با غصه بزرگ از كار بركنار شدن آقاي بزرگي (با بازي صابرابر).
مشكل پدر به خانه منتقل مي شود و دل داري هاي مادرخانه و شيرين زباني هاي فرزند راه به جايي نمي برد.
و به يك باره پدري كه عاشق عروسك گرداني است، كوچك مي شود و مي رود به دنياي عروسك ها و در آغاز رفتن به اين دنيا و آشنايي تازه با نخودي فيلم تمام مي شود!
و به همين راحتي مي بيني كه بچه ها و خانواده ها، هاج و واج سالن را ترك مي كنند و اين كلمه را در سالن مي شنوي:
- ا ... تموم شد؟!
¤¤¤
به راستي چرا سينماي كودك ما اين قدر فقير شده است؟ بعد از سال ها فيلمي ساخته مي شود كه جوابگوي نيازهاي امروز بچه ها نيست.
داستان «نخودي» به خودي خود جذاب و دوست داشتني است اما در فيلم تنها در بخش تيتراژ از آن بهره گرفته اند.
اي كاش تهيه كنندگان محترم نخودي به نيازهاي مخاطبين نيز توجه مي كرده و اثري مناسب تر مي ساختند.
اين كه كودكي برود و ساعتي را به همراه خانواده اش روي صندلي سينما بنشيند و در پايان دست خالي برگردد اصلا چيز خوبي نيست.
در سال هاي نه چندان دور «كلاه قرمزي» ركورد فروش و استقبال را شكست. «كلاه قرمزي» چه داشت كه «نخودي» ندارد؟ «كلاه قرمزي» علاوه بر پيشينه موفق تلويزيوني از كارگردان و عواملي هوشمند سود مي برد كه نياز كودك را به خوبي مي شناختند.
البته اين حرف ها چيزي از ارزش تلاش هاي «خانم مرضيه برومند» كه از پيشكسوتان عرصه فيلم كودك هستند كم نمي كند اما...
اي كاش وقتي كه داريم فيلمي را براي كودكان مي سازيم خودمان را جاي او بگذاريم و ببينيم چه جذابيت هايي براي ارتباط موثرتر با او لازم است تا در كارمان بياوريم.
فيلم «نخودي» علاوه بر ضعف داستاني اش از شعر و آهنگ نيز بهره خوبي نبرده است. شعر آغازين (تيتراژ) براي بچه ها جذاب و قابل فهم تر از شعر كوتاه «نخودي» در بخش هاي پاياني فيلم است؛ در صورتي كه شعر «نخودي» دربرگيرنده هدف نويسنده و كارگردان بوده است. شايد استفاده از يك شاعر تواناي كودك مي توانست به كمك فيلم بيايد كه متاسفانه نام هيچ كدام از شاعران كودك را در ميان اسامي اول و آخر فيلم نمي بينيم.
در يك جمله مي توان گفت كه «نخودي» نام زيبايي بود كه در اين فيلم حيف شد و اي كاش از ظرفيت هاي داستان «نخودي» نيز در اين فيلم استفاده مي شد.
در پايان اميدوارم سازندگان فيلم براي كودك بيش از پيش حمايت شوند و در عرصه سينما آثاري ماندگار براي آينده سازان ايران اسلامي خلق شود.
از همان اولين روزهايي كه تبليغ فيلم «نخودي» پخش شد، بچه هايم به آن علاقه مند شدند. من هم كه در كودكي و نوجواني ام با داستان دنباله دار نخودي در كيهان بچه ها آشنا شده بودم خيلي دلم مي خواست اين فيلم را ببينم.
به سينماي تازه نوسازي شده «شكوفه» در ميدان شهدا رفتم و ساعت پخش «نخودي» را جويا شدم.
- ساعت 21
به خاطر قولي كه به بچه هايم داده بودم بليط فيلم را تهيه كردم. پسر كوچكم از دو سه ساعت مانده به فيلم بي تابي مي كرد كه كاش زودتر برويم و نخودي را ببينيم.
شام نخورده راه افتاديم تا بلكه بين راه چيزي بخريم اما نيم ساعت بيشتر به پخش فيلم نمانده بود.
چند دقيقه به زمان پخش به سينما رسيديم و از ديدن در بسته سالن تعجب كرديم. وقتي علت را پرسيدم يكي از كاركنان جوان اين سينماي سه سالنه جواب داد مشكل رفتن برق را داشتيم كه كارمان را بيست و پنج دقيقه عقب انداخت.
حوصله بچه ها و خانواده شان داشت سر مي رفت كه با نيم ساعت تاخير در سالن باز شد.
سالن كوچك و جمع و جور با پرده اي بزرگ! ما رفتيم و در صندلي هاي رديف سوم نشستيم. آنجا بود كه تازه فهميدم چه مصيبتي است با سري رو به بالا فيلم تماشاكردن.
با تيتراژ موزيكال و جذاب نخودي درد گردن را فراموش كردم و به اميد شروع فيلم چشم به پرده بالا دوختم.
بالاخره فيلم آغاز شد آن هم با غصه بزرگ از كار بركنار شدن آقاي بزرگي (با بازي صابرابر).
مشكل پدر به خانه منتقل مي شود و دل داري هاي مادرخانه و شيرين زباني هاي فرزند راه به جايي نمي برد.
و به يك باره پدري كه عاشق عروسك گرداني است، كوچك مي شود و مي رود به دنياي عروسك ها و در آغاز رفتن به اين دنيا و آشنايي تازه با نخودي فيلم تمام مي شود!
و به همين راحتي مي بيني كه بچه ها و خانواده ها، هاج و واج سالن را ترك مي كنند و اين كلمه را در سالن مي شنوي:
- ا ... تموم شد؟!
¤¤¤
به راستي چرا سينماي كودك ما اين قدر فقير شده است؟ بعد از سال ها فيلمي ساخته مي شود كه جوابگوي نيازهاي امروز بچه ها نيست.
داستان «نخودي» به خودي خود جذاب و دوست داشتني است اما در فيلم تنها در بخش تيتراژ از آن بهره گرفته اند.
اي كاش تهيه كنندگان محترم نخودي به نيازهاي مخاطبين نيز توجه مي كرده و اثري مناسب تر مي ساختند.
اين كه كودكي برود و ساعتي را به همراه خانواده اش روي صندلي سينما بنشيند و در پايان دست خالي برگردد اصلا چيز خوبي نيست.
در سال هاي نه چندان دور «كلاه قرمزي» ركورد فروش و استقبال را شكست. «كلاه قرمزي» چه داشت كه «نخودي» ندارد؟ «كلاه قرمزي» علاوه بر پيشينه موفق تلويزيوني از كارگردان و عواملي هوشمند سود مي برد كه نياز كودك را به خوبي مي شناختند.
البته اين حرف ها چيزي از ارزش تلاش هاي «خانم مرضيه برومند» كه از پيشكسوتان عرصه فيلم كودك هستند كم نمي كند اما...
اي كاش وقتي كه داريم فيلمي را براي كودكان مي سازيم خودمان را جاي او بگذاريم و ببينيم چه جذابيت هايي براي ارتباط موثرتر با او لازم است تا در كارمان بياوريم.
فيلم «نخودي» علاوه بر ضعف داستاني اش از شعر و آهنگ نيز بهره خوبي نبرده است. شعر آغازين (تيتراژ) براي بچه ها جذاب و قابل فهم تر از شعر كوتاه «نخودي» در بخش هاي پاياني فيلم است؛ در صورتي كه شعر «نخودي» دربرگيرنده هدف نويسنده و كارگردان بوده است. شايد استفاده از يك شاعر تواناي كودك مي توانست به كمك فيلم بيايد كه متاسفانه نام هيچ كدام از شاعران كودك را در ميان اسامي اول و آخر فيلم نمي بينيم.
در يك جمله مي توان گفت كه «نخودي» نام زيبايي بود كه در اين فيلم حيف شد و اي كاش از ظرفيت هاي داستان «نخودي» نيز در اين فيلم استفاده مي شد.
در پايان اميدوارم سازندگان فيلم براي كودك بيش از پيش حمايت شوند و در عرصه سينما آثاري ماندگار براي آينده سازان ايران اسلامي خلق شود.
اصلاحیه :
با حضور سرکار خانم مرضیه برومند در این فیلم من فکر کردم که ایشان کارگردان فیلم نخودی است در صورتی که کارگردان این فیلم آقای جلال فاطمی می باشد.
محمد عزیزی (نسیم)
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم آبان ۱۳۸۹ ساعت 20 توسط محمد عزیزی (نسیم)
|
سلام ای بچه های خوب مسجد