هزار آفرین

روز سیزدهم فروردین ماه بود و حوصله ی همه مان سر رفته بود .

توی حیاط نتوانستیم بازی کنیم چون توپ بادی مان به شیشه خورد و نزدک بود  آن را بشکند اما لامپ دویست شکست

و بابا جون کمی عصبانی شد .

دنبال جایی برای بازی می گشتیم . آمدیم بیرون و چشممان خورد به خرابه های خانه های مردم اتابک.

بچه ها هم آمدند و بازی زیبایشان آغاز شد . خانه سازی ، نقاشی و ....

به راستی خلاقیت کودکانمان در کجا شکوفا خواهد شد؟